نظر علي الطالقاني
491
كاشف الأسرار ( فارسى )
شد و آنچه مباح از بزرگان صادر شود ، اگر چه به قصد قربت همه طاعت شود و لكن چون باز لذّت حيوانى است اگر چه به امر خدا است . از اين ، يك معنى آنچه از ادعيه و مناجات ائمه از اعتراف به گناهان نمودن مأثور است ظاهر شود . و چون حجاب و بعد تو همين نفس حيوانى است و چون التفات از او برداشتى حجاب برداشته شده ، پس معنى يا محسن قد اتاك المسيء 27 و قد اتيتك يا الهى بعد تقصيرى 28 و معنى توبه و انابه و رجوع و عود ظاهر شود و همچنين معنى إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ 29 و معنى فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ . 30 و لقاء كامل جز به موت نشود چنانچه از اخبار ظاهر مىشود سيّما از كلمات سر حلقه عارفان امير مؤمنان كه در محرق نقل مىكند كه عرض كرد پيغمبرت فرمود كه هر وقت مشتاق لقاء تو شوم و از تو بخواهم ، مرا اجابت كنى . خدايا شقاوت مرادى را نزديك نما . 31 و چون نقل به معنى كردم شايد فى الجمله تغييرى در نقل باشد فراجع . [ بيان العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة ] و چون خاصيت نفس حيوانى حركت و تحصيل مطالب خود نمودن به حركت است پس خاصيت انسانى و روح ايمانى غير اين است . بلى آن اين است كه تحصيل مطالب خود را بتواند به محض اراده نمايد . ( يا بن آدم اطعنى حتّى اجعلك مثلى ) . 32 ( العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة ) . 33 ببين در آوردن تخت بلقيس قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ گفت و آصف بن برخيا أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ 34 گفت و هر چه تخت بلقيس اگر دور تر بودى عفريت زمان آوردنش بيشتر كردى به خلاف آصف اگر وراء آسمانها بودى همان گفتى كه گفت ، چه فعل آن به حركت بود و فعل اين به اراده ، فافهم . و ايضا دانستى كه قادر متعال از ازدواج و اجتماع آباء علوى و امّهات سفلى چه مواليد طبقه و طبقه از جماد و نبات و حيوان و انسان آفريده . پس تا تو متأثر مىشوى و از جهت بدن ناله و جزع مىكنى و صبر ندارى تشبّه به امّهات دارى و بچّه نه نه هستى . تا صبر و بىاعتنائى نكنى مقام تأثرت به مقام تأثير نرسد و تشبّه به آباء پيدا نكنى و بچهء بابا نشوى . پسر گر ندارد نشان از پدر * تو بيگانه خوانش نخوانش پسر بلكه پسر بسا شود كه بالاتر شود ، بلكه پدر مطيع شود . نظر كن به شق القمر خاتم ( ص ) و ردّ شمس امير المؤمنين و اشاره نمودن سيد الشهداء و ظاهر شدن آن قدر ملائكه كه عدد آنها را خدا داند ، بعد فرمود اگر نبود نزديكى آجال و نقصان اجر ، هرآينه به اين لشكر جنگ مىكردم ، پس از آنكه آن شخص به او عرض كرد كه شمشير كوفيان